مترجم اسرا فقط بلد بود بگوید: «اشلونک»/ فرمانده: برو پی کارت تو فارسی هم به زور حرف می زنیاز آن ها بپرس از کدام تیپ و لشکر هستند؟ کجا اسیر شدند و اصلاً چی شد که اسیر شدند. مترجم پرسید: أنت الخشونی؟ فیت فیت کشونی؟ اسرای عراقی فقط نگاه می کردند. - به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، بسیاری از رزمندگان شوخ طبع ما در خط مقدم و حتی در اردوگاه های دشمن با طنازی های خود سبب تقویت روحیه هم قطارانشان می شدند. چرا که چاشنی طنز همان قدر در تقویت روحیه رزمندگان تأثیرگذار بود که چاشنی مهمات برای ویران کردن مواضع دشمن. به مناسبت آغاز سال 1401 بر آن شدیم بخشی از آن روحیات طنز رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس را برای شما بیان کنیم که توسط رمضانعلی کاوسی در کتاب موقعیت ننه ترسیم شده است. وقتی فرمانده می خواست سر به تن مترجم نباشد سال 1363 قبل از عملیات بدر در منطقه هورالهویزه در پاسگاه های روی آب مشغول پدافند بودیم. محل استقرار دسته ما روی پاسگاه سه ونیم بود. یک روز از بچه ها شنیدم سه اسیر عراقی را به پاسگاه سه آورده اند. فاصله پاسگاه ما تا پاسگاه سه کمتر از 100 متر بود. دو تا پاسگاه را با پل های خیبری به هم وصل کرده بودند. دویدم و سریع خودم را به پاسگاه سه رساندم. اسرای عراقی ها نشسته و دست هایشان را روی سر گذاشته بودند. یکی دو نفر از بچه ها هم حاذق و با انگشت های روی ماشه کنارشان ایستاده بودند. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |