دهانش را گِل گرفت تا قطع پاهایش را فریاد نزندشهید سعید حمیدی اصل 16 سال بیشتر نداشت و هنوز پشت لبش سبز نشده بود که برای شرکت در عملیات کربلای 4 خود را آماده غواصی کرد. برادر بزرگ ترش علی عضو رسمی سپاه بود و باهم قول و قرار جبهه را گذاشته بودند. - تمام فکر و ذکر این نوجوان جبهه بود. چند بار عازم جبهه شد و عاقبت در عملیات کربلای 4 در یک روز همراه با برادرش علی به شهادت رسید. به گزارش ایسنا، روزنامه جوان در ادامه نوشت: شهید سعید حمیدی اصل همان نوجوانی است که با لباس غواصی وارد عملیات کربلای4 شد، اما در معبر میدان مین هر دو پایش قطع شد. این رزمنده نوجوان به خاطر قطع شدن پاهایش درد می کشید، اما نگران بود مبادا فریاد بزند و صدای فریادش به گوش بعثی ها برسد. پس هر چه گِل و علف در اطرافش بود را داخل دهانش کرد تا صدایش بلند نشود و در همین حالت به شهادت رسید. آنچه در ادامه می خوانید گفت وگو با برادر شهیدان علی و سعید حمیدی اصل است. در خانه چند خواهر و برادر بودید، پدرتان چه شغلی داشت؟ پدرم کشاورز بود. 9 خواهر و برادر هستیم که همگی در یک روستا از توابع شهرستان ملاثانی استان خوزستان متولد شدیم و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به ملاثانی آمدیم. شهید علی حمیدی اصل برادر بزرگ مان و از پاسداران رسمی سپاه بود که در کربلای4 شهید شد. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |