چند روایت از یک فرمانده«یک ساک مشکوک به بمب در شهربانی است به ما کمک کنید. » سلمان ایزدیار که در آن لحظه یکی از نیروهای گشت بود، به همراهش «شهبازخانی» گفت: «راه بیفت بریم. - یک ساک مشکوک به بمب در شهربانی است به ما کمک کنید. سلمان ایزدیار که در آن لحظه یکی از نیروهای گشت بود، به همراهش شهبازخانی گفت: راه بیفت بریم. آن طور که سلمان گفت، شهبازخانی بی چون و چرا راه افتاد ولی توی راه پرسید: مگر تو می توانی بمب خنثی کنی؟! به گزارش ایسنا، سلمان ایزدیار در روز 9 آبان سال 1339 در محله حاجی آباد کرج متولد شد و دوره ابتدایی را در دبستان فاتح و دوره راهنمایی را در مدرسه کشاورزی گذراند و دوره متوسطه را نیز در دبیرستان فارابی سپری کرد. در نوجوانی در امرار معاش به پدرش کمک می کرد و در مغازه میوه فروشی او مشغول به کار بود. در نیمه بهمن سال 1359 به همراه شهید مصطفی چمران با حضور در جنگ های چریکی به عنوان مسئول دسته در بازپس گیری شهر سوسنگرد و مقابله با پاتک های عراق نقش بسزایی داشت. در این عملیات با اصابت ترکش به پای راست و کتف مجروح شد. در سال 1361 در عملیات بیت المقدس با هدف آزادسازی خرمشهر نیز شرکت کرد و به عنوان مسئول دسته موشک انداز زرهی در تیپ زرهی حضوری فعال داشت. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |