بهترین آغاز برای یک پایان/ جاوید به چند نفر جانی دوباره بخشیدهمه از عاشقانه های این زن و شوهر صحبت می کنند ولی این بار دیگر خبری از این عاشقانه ها نیست وقرار است تا سیده نویده با این تصمیم بزرگ، عشق خود و جاوید را جاویدان کند. - خبرگزاری فارس_کتایون حمیدی: آن شب بغض سنگینی بر گلویم چنگ زده بود؛ گویا عقربه های ساعت هم تلاش می کردند من را به سمت شبی دلتنگ بکشانند، می دانستم که آن شب تمامی ندارد؛ لرزش دستم اجازه نمی داد تا خودکار را به خوبی در دست بگیرم، خودکار مدام از دستم می افتاد و دوباره آن را برمی داشتم ولی همچنان مردد بودم. امضای روشن در اذان بیمارستان وقتی که صدای اذان در راهروهای بیمارستان پیچید، آرامش هم در دل بی قرارم نشست، برگه را در دست گرفتم، سطر به سطرش را از اول تا آخر خواندم، لحظه ای غرق در خاطرات نه چندان دورمان شدم، ولی یکباره به خود آمده و دوباره واقعیت روبرویم ظاهر شد؛ آری این همان واقعیت است، عشق زندگی ام روی تخت خوابیده و بی خداحافظی در حال کوچ به طولانی ترین سفر خود است. می دانستم که باید آن برگه را امضا کنم زیرا خواسته جاویدم بود، با ذکر أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ برگه را امضا کردم. بار سنگینی از دوشم برداشته شد، جاوید به آرزویش رسید. صحبت هایش که به اینجا می رسد دیگر ماسک روی صورتش از اشک هایی که بی امان می ریزد، خیس می شود؛ روسری اش را جلوتر ک برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |