چه شوربخت است تهران که تو را از دست می دهد / آسمان بر دوش یک شهرمحدثه سادات علوی؛ قبل از اذان صبح از خانه بیرون می زنم و در دل می گویم: امروز متعلق به تو نیست! اصلا خدا این روز را به حساب عمرت نمی آورد! امروز فقط باید قیامت را به چشم دید!هوا گرگ ومیش است که به خیابان انقلاب می رسم. - همگی قدمان خمیده، چرا که آسمان را به دوش کشیده ایم! در نگاه و دل همه مان حسرت است، خوشا به حال کرمان که تو را در آغوش می کشد و چه شوربخت است تهران که تو را از دست می دهد! گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو- محدثه سادات علوی؛ قبل از اذان صبح از خانه بیرون می زنم و در دل می گویم: امروز متعلق به تو نیست! اصلا خدا این روز را به حساب عمرت نمی آورد! امروز فقط باید قیامت را به چشم دید!هوا گرگ ومیش است که به خیابان انقلاب می رسم. دسته دسته زن و مرد به سمت دانشگاه تهران حرکت می کنند و موکب های عزا بانوای آهنگران و مطیعی و کریمی برپاست. تعدادی از موکب ها صبحانه و پوستر توزیع می کنند، بیشتر که دقت می کنی گویی همه می خواهند حتی به اندازه یک چای در راه حاج قاسم خدمت کنند و دینشان را ادا . در چشم و دل مردم یک اشتیاق توأمان باخشم و بغض دیده می شود. اشتیاق دیدار سردار دل ها و خشم انتقام. من جنگ را ندیده ام، اما حتم دارم حال و هوای دفاع مقدس همین بوده است. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |