یادی از روزهای جهاد و شهادت روایت غریبانی که همچون ارباب تشنه لب شهید شدند/ کمک کودک 5 تومانی یتیم به رزمندگان دفاع مقدسکودک 8 ساله طی نامه ای به رزمندگان دفاع مقدس نوشت: من این اسکناس 5 تومانی را برای شما می فرستم، مادرم رخت شویی می کند، چون پدرم فوت کرده است ما این پول را جمع کردیم تا به شما کمک کنیم و شما بتوانید در مقابل دشمن بجنگید. - روایت غریبانی که همچون ارباب تشنه لب شهید شدند/ کمک کودک 5 تومانی یتیم به رزمندگان دفاع مقدس کودک 8 ساله طی نامه ای به رزمندگان دفاع مقدس نوشت: من این اسکناس 5 تومانی را برای شما می فرستم، مادرم رخت شویی می کند، چون پدرم فوت کرده است ما این پول را جمع کردیم تا به شما کمک کنیم و شما بتوانید در مقابل دشمن بجنگید. به گزارش " در استان مازندران پای صحبت ها و خاطرات رزمندگان و خانواده شهدا نشسته و بدون دخل و تصرف در متن، بیانات ارزشمند خانواده های معظم شهدا را در اختیار اقشار مختلف جامعه قرار داده است که در ذیل بخش دیگری از این خاطرات از نظرتان می گذرد. * طلب شهادت با لبانی تشنه حبیب الله خوشرویی پدر شهید محمدرضا خوشرویی از شهدای سیدمحله قائم شهر که در 22 بهمن ماه 1359 فرزندش در مریوان به شهادت رسید، پس از شهادت فرزندش به طور داوطلبانه راهی جبهه ها شد، وی با اشاره به بخشی از خاطرات خود در دوران حضورش در لشکر ویژه 25 کربلا، بیان می کند: حضور 45 روزه در مناطق عملیاتی و محل استقرار لشکر خط شکن 25 کربلا در خوزستان، خاطرات زیا برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |