اشک برای یاد شهید باکری و لبخند برای شوخی با فرزندآوریشب نیمه رمضان اهالی شعر به دیدار رهبر انقلاب می روند و در این جلسه که از افطار تا قبل از نیمه شب صحبتی جز شعر و شاعری نیست. - ای کاش این دو روزه ی باقی ز عمر نیز در صحبت ائمه ی اطهار بگذرد امشب بیا به پرسش پروانه ای عزیز زان پیشتر که کار وی از کار بگذرد آقا می گویند: این آقای مجاهدی عزیز را از وقتی دبیرستان می رفتند در قم می شناسم. پدرشان جزو علمای بزرگ و برجسته قم بودند. بعد از آن نوبت به سید سلمان علوی رسید که توضیح داد در حال تهیه منظومه عهد ولایت از آغاز آفرینش تا ظهور است و از فصل اول آن شعری را خواند. صدا تنید به دور قلم، قلم آنگاه به حسن اول دفتر نوشت: بسم الله سریر سرخ قلم، شروهای لم یزلی است خدا خداست، ولی این صدا، صدای علی است قلم رسید به هجده قصیده غزلی نگاه فاطمه افتاد در نگاه علی نگاه فاطمه زیباست، پس تبسم کرد تبسمی که ملک راه خانه را گم کرد تبسمی که در او آیه های دهر شکفت تبسمی که کمی بعد، بعد خواهم گفت آقا بعد از این شعر گفتند: شعر خوش مزمون و شیرینی است. ان شاءالله کامل و با استناد به منابع علمی و عرفانی ادامه دهید بعد از آن نوبست به سید محمد بهشتی شاعر جوان اهل قم که حافظ قرآن نیز بود رسید. او نیز بعد از عرض ارادت و دست بوسی غزلی درباره امیرالمومنین (ع) خواند. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |