سرنوشت شیعیان عراق که با صدام همکاری نکردندپس از تحمل بخشی از شکنجه و سختی ها وقتی که بازجویی من در استخبارات تمام شد ما را به اتاقی بردند که سه گوش بود و بسیار کوچک، در آنجا عده ای بودند که من فکر می کردم قبل از ما اسیرشده اند؛ - پس از تحمل بخشی از شکنجه و سختی ها وقتی که بازجویی من در استخبارات تمام شد ما را به اتاقی بردند که سه گوش بود و بسیار کوچک، در آنجا عده ای بودند که من فکر می کردم قبل از ما اسیرشده اند؛ رفتم کنار یکی از آن ها نشستم و گفتم: تو کی هستی و چگونه اسیر شدی؟ جواب داد: عراقی، عراقی هستم. به گزارش ایسنا، سید رسول عمادی متولد 1344 شهرضا اصفهان است. او سال 59 که خرمشهر گرفتار جنگ شد در آنجا سکونت داشت. اوایل تابستان سال 61 برای اولین بار به جبهه اعزام شد و در شهریور همان سال اسیر شد. او درباره شکنجه شیعیان توسط بعثی ها روایت می کند: سال 61 و با عملیات رمضان وارد جبهه شدم و بعد از عملیات برگشتم و برای عملیات محرم مجدداً اعزام شدیم. آخر شهریور 61 بود که به دوکوهه اعزام شده و مقر اصلی ما آنجا بود. مرحله اول و دوم عملیات محرم را گذراندیم و در مرحله سوم به خاطر اینکه تعدادی از فرماندهان گروهان و گردان شهید شدند، درون حلقه محاصره دشمن افتادیم. قرار بود جاده العماره - بصره را بگیریم که آنجا در محاصره تانک های بعثی اسیر شدیم. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |