اندر احوالات یک لر ناموس پرستقهرمان این روز های مردم ایران اصالتاً لر است و اهل روستای «جوزار بکش نورآباد ممسنی». لر ها را به مهمان نوازی شان می شناسند، به مردانگی شان، ناموس پرستی شان که قطعاً جز این نیست و فرزاد بادپا، - من بیمه احمدبن موسی(ع) بودم او ادامه می دهد: خیلی از دور و بری ها می پرسند تو که اسلحه نداشتی. نترسیدی انتحاری بزند، داخل کوله این بی همه چیز خشاب بود. اما این را بدانید که کار من نبوده. کار آقا احمدبن موسی شاهچراغ بوده. او کمکم کرد توانستم این ملعون را به زمین بزنم. حرامی داشت می رفت به سمت حرم که خودش را برساند داخل ضریح. آمد به سمت سقاخانه. خشابش را عوض کرد. من حمله کردم به سمتش. اول پشتش به من بود. یک آن برگشت و باهم صورت به صورت شدیم. رویش به سمت من شد. اسلحه اش چند ثانیه طرف من بود. وقتی به شما می گویم که خواست حضرت بود، این است، آقا شاهچراغ من را بیمه کرده بود و گرنه شاید این تروریست مسلح همان جا می توانست من را هم بزند. اما خدا مرا واسطه کرد که جلویش را بگیرم. اگر این جانی حرکت می کرد به آن سمت، زائران زیادی در آن محدوده بودند ممکن بود همه آنها را بزند. پای من مشکل دارد، پلاتین دارد نمی توانم درست راه بروم اما نمی دانم چجوری دویدم و هیچ چیز حس نکردم این است که می گویم خواست آقا احمدبن موسی بود که او را بزنم. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |