سفرنامه ای از یک روز کاری با عشایر قشقایی/ مصیبت هایی که از جامعه عشایری کوچ نکرددر طول این سال ها مشکلات گوناگون مانند نبود حمایت از محصولات تولیدی، کوتاه کردن دست دلالان، خشکسالی ها، نبود راه مناسب، کمبود نیازهای دارویی، - به گزارش خبرگزاری فارس از شهرضا، بهار که به کوه ها و دشت ها می رسد، صدای زنگوله گوسفندان و پایکوبی سم قاطرها و اسب ها می پیچد در گوش جاده ها و کوره راه ها. چادرهای سیاه در دشت ها پهن می شوند و بوی هیزم ها خبر از آمدن عشایر به ییلاق می دهند. کشور ما ایران جز معدود جاهایی از جهان است که هنوز عشایر در آن زندگی می کنند و هنوز زندگی سنتی و عشیره ای شان با کوچ کردن و چادر زدن در دل طبیعت را ادامه می دهند. زندگی عشیره ای که بر صفا و صمیمیت دوستی و صلح و البته سخت کوشی و تلاش استوار است. زندگی پاکی که مبتنی بر نزدیکی با طبیعت است. زندگی عشایری و ییلاق و قشلاق، به حرف ساده است، اما در عمل با زحمتی عجین شده که نتیجه اش رشد مردمانی سخت کوش، معتقد و مهربان است. تصور همراه شدن با آدم هایی که ساده و سازمان دهی شده سفر می کنند تا سیاه چادرشان را در دشت و صحرا برپا کنند، تصوری شیرین و هیجان انگیز است. کوچ یعنی حرکت بین قلمرو ییلاق و قشلاق در مسیری به نام ایل راه برای دستیابی به علوفه تازه، تعلیف دام و حفاظت از احشام در برابر سرما و گرمای شدید. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |